دراشکفت

 

ما تنها نیستیم،کوهها با ماهستند، هنوز هم در عکس هایمان کنارمان ایستاده اند، هنوز هم نگاهش که می کنیم صدایش را می شنویم. ما را می خواند، به مکتب خانه ی عشقش، به مدرسه ی زندگی اش، مدرسه ی کوهنوردی اش. مشتاق آموختن است، آموختن جسارت، آموختن خود باوری، آموختن پیشرفت. ما را می خواند به بهشت گم شده اش، ما را می خواند با همه ی بادهای سهمگینش، با آن که بر همه ی دنیای اطرافش محیط است، با آنکه همه را از بالا می بیند، اما ما را می خواند تا محاط ما شود، ما را می خواند تا خودش را خاک پای ما کند. نه به این خاطر که ما کسی باشیم، نه به این خاطر که ما در مقابلش عددی باشیم، که خود می دانیم در دریایش مثل حبابی هستیم و در آسمانش کمتر از ذره ی کاهی. ما را می خواند چون می داند در فضای ماتم زده و درمانده ی کوهنوردی کشورمان، فقط اوست که می تواند دست ما را بگیرد. ما را می خواند چون می داند به او پناه آورده ایم، ما را می خواند چون می داند که ما فرعیم و اصل صدها یا شاید هزاران کوهنوردی هستند که باید با مرام و مکتبش تربیت شوند. ما را می خواند چون خودش بزرگ است، رو به بالاست و از سر به زیر بودن ها خسته است، ما را می خواند چون جسارت تعرض به حریمش را داشتیم، چون پیام ما پیام ما نیست، پیام همه کوهنوردان است، پیام تغییر است. 

 با نام و یاد خداوند متعال

پس از روزهای بارانی در یک روز جمعه مه آلود و نسبتا آفتابی (15 آذر 92) به همراه تعداد 30 نفر از اعضای انجمن از ایلام به طرف گلان حرکت نموده وراس ساعت 8/5 صبح بطرف منطقه ای بنام (دراشکفت) حرکت نموده و پس از 2 ساعت پیاده روی صبحانه ای صرف شد و به راهمان ادامه دادیم تا ساعت 12 که مقصد مورد نظر رسیدیم پس از نماز و نهار و مقداری استراحت بطرف گلان بازگشتیم. در بازگشت راس ساعت 5 به شهر ایلام رسدیم.

 

 

/ 1 نظر / 45 بازدید
سمیرا منفرد

سلام و خدا قوت امیدوارم همیشه گامهایتان بر دامان کوه استوار باشد... یک سوال هم دارم دز ده روز اخیر مشکلی در تعداد بازدیدکنندگان سایتتون پیش نیومده از لحاظ آماری چون برای من یه ایرادی ایجاد شده میخوام بدونم برای بقیه هم پیش اومده یا نه...ممنون